تبليغاتX
رنگارنگ

قالب وبلاگ


رنگارنگ
 
ديدن اين مطلب هم هر چند تكراري ولي خالي از لطف نيست ....


ادامه مطلب
[ پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 ] [ 0:14 ] [ amir_j ]
هوس كردم چند تا اسمس هم بزارم اگه دوست دارين بخونين دنبالم بياين ادامه مطلب...


ادامه مطلب
[ پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 ] [ 0:2 ] [ amir_j ]

خدا خر را آفرید و به او گفت:

تو بار خواهی برد. از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد.  همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد.

خر به خداوند پاسخ داد:


ادامه مطلب
[ چهارشنبه سی ام شهریور 1390 ] [ 15:20 ] [ amir_j ]
رحمت خداوند

مردي از بندگان خدا صبح زود بيدار شد تا نماز صبح را در مسجد بجاي آورد. او لباس پوشيد ، وضو ساخت و راهي مسجد شد. در راه مسجد به يكباره زمين خورد و لباس هايش كثيف شد. برخاست خود را تميز كرد و به خانه باز گشت. در خانه، لباس هايش را تميز كرد خود را پاك كرد و راهي مسجد شد. در راه مسجد براي بار دوم در هما ن مكان قبلي زمين خورد و دومرتبه به خانه برگشته خود را تميز كرد و لباس هايش را عوض كرد. بار سومي كه راهي مسجد شد مردي را چراغ به دست مشاهده نمود. مرد از او خواست كه خودش را معرفي كند و او در جواب گفت كه من تو را ديدم كه دو بار در راه مسجد به زمين افتادي بنابراين من چراغي آوردم تا مسير تو را روشن كنم. مرد اول از او تشكر بسيار نمود و هر دو راهي مسجد شدند. در مسجد مرد اول از مرد چراغ بدست خواست كه بيايد و با او نماز گزارد ولي مرد امتناع كرد. مرد اول چند بار ديگر از او خواهش كرد و همچنان مرد دوم امتناع مي كرد. در اين حال مرد اول از او پرسيد كه چرا او حاضر نيست كه نماز بخواند.

مرد پاسخ داد كه من شيطان هستم.

مرد اول بخاطر جواب او شوكه شد. شيطان چنين ادامه داد كه : من تو را ديدم كه براي نماز راهي مسجد بودي و من باعث شدم كه به زمين بيفتي . وقتي تو به خانه برگشتي خودت را تميز كردي و دوباره در راه مسجد شدي خداوند همه گناهان تو را بخشيد. من براي بار دوم تو را به زمين انداختم و اين بار نيز حتي باعث نشد كه تو در خانه بماني و بلكه ترجيح دادي كه به راهت بسوي مسجد باز گردي.بخاطر آن خداوند تمام گناهان اهل تو را بخشيد. من ترسيده بودم كه اگر بار ديگر تو را به زمين بزنم خداوند تمام گناهان مردم روستايت را ببخشد از اين جهت خواستم مطمئن شوم كه به سلامت به مسجد مي رسي


                                                                                                          نويسنده : فرشته من

متن انگليسي در ادامه مطلب.......


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390 ] [ 1:21 ] [ amir_j ]


خمپـــــــــــاره...!  وقتی این کلمه ارو یکی از فرمانده ها می گفت فقط 3 ثانیه وقت داشتی تا به طور کامل روی زمین دراز بکشی (وسط خس و خاشاک، رو آسفالت، توی آسایشگاه یا ...) یه دستت و بزاری زیر سرت و یکی هم روی سر! سلام نکردم؟   ببخشید سلام. بالاخره تموم شد و ما هم بر گشتیم دیگه! وای وای که چقدر یکشنبه برام سخت بود (13 شهریور 90). اردو از 12 شهریور یعنی شنبه شروع شد تا چهارشنبه صبح. دقیقا همون پنج روزی که گفته بودن. اگر خشم شبی در کار نبود صبح ها ساعت پنج بیدارمون می کردن و نماز صبح و ورزش و صبحانه و می رفتیم تو بیابون های دور پادگان واسه تمرین های مختلف و از این جور کار ها. ظهر 12 بر می گشتیم یه استراحت و نماز و نهار و بعدش دو ساعت می خوابیدیم و باز ساعت چهار می رفتیم تا 7 شب و بعدش هم باز نماز و شام و مثل جنازه... تو آسایشگاه می خوابیدیم. چشمات گرم شده بود که صدات می زدن و باز باید دور هم جمع می شدیم. از جلو نظـــــــــام.... واسه سر شماری و آمار گیری. بعدشم ولت می کردن بری باز بخوابی. غلط روی زمین و سینه خیز هم جزء کار های هر روز بود. حالا به هر بهانه ای! میدون موانع هم رفتیج جاتون خالی. میدون موانع یه جایی هست که باید یه مسیر و با موانع مختلف رد کنی. مثلا یه مسیر پانزده متری رو سینه خیز از زیر سیم بکسل هایی که از زمین حدود 30-40 سانت فاصله دارن رد شی و اگر تند نری فرمانده یا میاد رو کمرت یا می زنتت... هه هه!

خوشت امد بقيه شو ميخواي بخوني برو به ادامه مطلب....


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیستم شهریور 1390 ] [ 23:57 ] [ amir_j ]
500 متن عاشقانه


                                       براي ورود به دفتر عشق به ادامه مطلب بريد...


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیستم شهریور 1390 ] [ 23:32 ] [ amir_j ]


تمامي كد ها و خدمات سيم كارت هاي اعتباري ايرانسل در ادامه مطلب .....


ادامه مطلب
[ شنبه نوزدهم شهریور 1390 ] [ 19:35 ] [ amir_j ]
بعضی از مردان معتقدند که نباید به همسرشان حقیقت را ابراز کنند و تصور می کنند با دروغ گویی می توانند  همسر خود را قانع کرده و به قول معروف گول بزنند . اما در اکثر موارد این مسئله به نتیجه نامطلوب نمی رسد و سبب اختلافات شدید خانوادگی می شود زیرا مردان مانند زنان آن قدر با ظرافت دروغ نمی گویند که دروغشان برای همیشه پنهان بماند . زنان نیز به خاطر دروغ گفته شده از سوی همسرشان دلخور می شوند. زیرا زنان به دلیل احساسات لطیفشان زود رنج تراز مردان هستند آنان با تلنگری کوچک روحیه شان به هم ریخته می شود و حالت افسردگی و اضطراب در چهره شان به خوبی مشاهده خواهد شد.لذا مردان باید برای گفتن بیاناتشان دقت بیشتری داشته باشند .حال به دروغهای عمده مردان می پردازیم :

1: ...........................


ادامه مطلب
[ جمعه هجدهم شهریور 1390 ] [ 14:47 ] [ amir_j ]

بخشی از شخصیت شما در رگهایتان جاریست آیا گروهای خونی می توانند باعث ایجاد یک خصوصیت یا عادت شخصی شوند؟

شاید بله…شاید هم نه…برای نزدیک شدن به پاسخ این مقاله را بخوانید.اما فراموش نکنید که اتکا به یک مقوله یا دلیل برای قضاوت در مورد اشخاص تنها نوعی ساده لوحی است.
تیپ گرم O گروه خونی.............

...................



ادامه مطلب
[ جمعه هجدهم شهریور 1390 ] [ 14:22 ] [ amir_j ]
روانشناسی رنگ چشم ها

معمولا انسان ها برای به دست آوردن شناخت بیشتر از دوستان و اطرافیان خود و یا شناخت سطحی از کسانی که برای اولین بار با آنها رو به رو می شوند به گزینه های مختلفی پناه می برند که حدس زدن شخصیت طرف مقابل از روی لباس پوشیدن ،امضا و یا شیوه دست دادن او از جمله این امور است.


ادامه مطلب
[ جمعه هجدهم شهریور 1390 ] [ 14:18 ] [ amir_j ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات سایت

   آی پی رایانه شما :